اطلاعیه

بستن
No announcement yet.

راه های موفقیت تجاری

بستن
این موضوع بسته شده است.
X
X
 
  • فیلتر کردن
  • زمان
  • نمایش
Clear All
پست های جدید

  • راه های موفقیت تجاری

    مدیران موفق چه می کنند؟



    بنگاه های دارای بهترین سابقه در مسیر توسعه محصول از سه جنبه حیاتی با هم سلکان کمتر موفق خود فرق دارند.
    آیا شرکت شما در توسعه محصولات جدید با مشکل مواجه است؟ اگر چنین مشکلی دارید، می توانید از بنگاه های برتر نکاتی را بیاموزید.
    ما بعد از بررسی و کنکاش روی بیش از ۳۰۰ کارمند از ۲۸ شرکت در سراسر آمریکای شمالی و اروپا دریافتیم که بنگاه هایی که بهترین سابقه را در توسعه محصولات خود دارند، سه کار را بهتر از همنوعان کمتر موفق خود انجام می دهند: این بنگاه ها به موقع حس آشکاری را از اهداف پروژه خود به وجود می آورند، فرهنگی قوی را در ارتباط با پروژه خود در محل کارشان می پرورانند و در کل دوره انجام پروژه تماس نزدیکی را با مشتریانشان برقرار و حفظ می کنند. هر چند ما بر شرکت هایی در درون صنایع خودروسازی، تکنولوژی های پیشرفته و دستگاه های پزشکی تمرکز کردیم، اما اعتقاد داریم که تولیدکنندگان از هر قماشی می توانند از این تحقیق سود ببرند. در ادامه نگاهی دقیق تر به آنچه یافته ایم می اندازیم.
    شفاف عمل کنید

    هر گاه الزامات پروژه پیش از شروع آن به طرز واضح و شفاف تعیین گردیده و به تیم های مورد مطالعه ابلاغ می شدند، احتمال موفقیت پروژه مورد بحث افزایش می یافت.
    در نظرسنجی ما ۷۰ درصد از افراد فعال در پروژه های دارای راندمان بالا – پروژه هایی که از لحاظ شاخص راندمانی که فعالیت ها را به نتایج ربط می دهد، در یک چهارم بالایی قرار داشتند – گفته اند که از آغاز انجام پروژه تصویر واضحی را از دامنه آن در ذهن داشته اند، در حالی که این رقم در پروژه های دارای راندمان پایین فقط یک سوم است. ما به این نتیجه رسیدیم که فکر نکردن به محدوده پروژه از ابتدای کار – مثلا یک تولیدکننده وسایل خانگی از سازندگان بخواهد که اجاق آشپزی چهارشعله جدیدی را طراحی کنند، اما سپس پروژه را توسعه دهد به گونه ای که شامل اجاق های شش شعله شوند – می تواند منجر به تاخیر شود.
    بنابراین مشخص شد تیم هایی که دارای درکی آشکار و شفاف از الزامات پروژه هستند، به نحو بهتری می توانند بین راندمان تولید و مسائلی از قبیل هزینه، زمان عرضه محصول به بازار و ریسک پروژه ارتباط برقرار سازند. تنها ۱۹ درصد از تیم های دارای راندمان ضعیف گفتند که از اطلاعات لازم برای اتخاذ تصمیمات برخوردار بوده اند. همچنین گروه های دارای راندمان بالا در قیاس با گروه های ضعیف با شدت بیشتری روی انتخاب افراد مناسب برای انجام پروژه تمرکز می کردند. ۴۷ درصد از بنگاه های دارای راندمان مناسب پیش از شروع پروژه به تحقیق در رابطه با مجموعه مهارت های کارگران خود پرداختند تا مطمئن شوند که تیم پروژه به خوبی گردآوری شده است، اما هیچ یک از بنگاه های دارای راندمان ضعیف چنین کاری نکردند.
    فرهنگ پروژه ای را بپرورانید

    شرکت های دارای راندمان بالا که ما به مطالعه روی آنها پرداختیم، با تبدیل توسعه محصول خود به یک اولویت، فرهنگ پروژه ای قوی ای را نیز به وجود آوردند. آنها تلاش بیشتری را در قیاس با شرکت های سست و کاهل – ۳۹ درصد در برابر ۱۲ درصد – جهت به حداقل رساندن اختلال های درون کارمندان در اثر مقتضیات بیرونی و استخدام کارگران کافی در پروژه ها انجام دادند. هر گاه افراد دارای مهارت های بسیار پراهمیت و حیاتی بیش از حد تحت فشار قرار گیرند، غالبا تصمیمی را که بیشترین اهمیت را در پروژه دارد و به بهترین وجه در سطح مدیریتی گرفته می شود، خود اتخاذ می کنند.
    دو سوم از شرکت های با راندمان بالا در مقایسه با ۳۹ درصد از شرکت های با راندمان پایین گفتند که اعضای تیم ها در زمان ناسازگاری منافع کاری خود با پروژه، بیش از آن که به فکر برآورده ساختن نیازهای کارکرد شغلی خود باشند، بر موفقیت پروژه تمرکز می کنند. همچنین احتمال اینکه مسوولیت نظارت بر راندمان شغلی اعضای تیم به رهبر گروه واگذار شود، در این شرکت ها بیشتر از بنگاه های ضعیف و کاهل است – ۴۴ درصد در برابر ۱۷ درصد.
    سه سال پیش یکی از تولیدکنندگان دستگاه های پزشکی آمریکای شمالی که در تحقیق ما شرکت کرده بود، تلاشی را برای مقابله با کاهش سهم خود در بازار آغاز کرد. این تولیدکننده با اذعان به اینکه یکی از مشکلات اساسی شرکت ضعف فرهنگ پروژه ای است، مالکیت پروژه و نیز قدرت جذب کارگر، نظارت بر پرسنل و در برخی موارد مسوولیت سود و زیان را در تمام طول پروژه به رهبران ارشد تیم واگذار کرد. این ساختار جدید رهبران گروه را به اتخاذ تصمیمات بهتر، حل سریع تعارض ها و کاهش تاخیرها تشویق نمود.
    با مشتری ها صحبت کنید

    مبتکرین موفق در تحقیق ما در سراسر فرآیند تولید و توسعه تماس نزدیکی را با مشتریان خود برقرار می کردند. بیش از ۸۰ درصد بنگاه های دارای راندمان مناسب می گفتند که در حین فرآیند انجام پروژه، سلایق مشتری ها را به طور دوره ای مورد آزمون قرار داده و ارزیابی می کردند. این رقم در شرکت های دارای راندمان پایین تنها ۴۳ درصد بود. آنها همچنین با احتمالی دو برابر این شرکت های کاهل و تنبل به تحقیق درباره آنچه مشتری ها واقعا می خواستند روی می آوردند. این امر باعث می شود این بنگاه ها بهتر بتوانند ملاحظات مربوط به طراحی را تعیین کرده و عملی سازند و از این طریق تاخیرهای پروژه را به حداقل برسانند.
    تولیدکننده دستگاه های پزشکی که ذکر آن رفت، ماتریسی را برای تعیین و مقایسه اهمیت مشخصات مختلف کالا از دید بخش های گوناگون مشتری ها به وجود آورد و سپس روابط میان کارآیی محصول با مواردی از قبیل قیمت را با دعوت از جراح ها و دیگر متخصصین پزشکی جهت استفاده از محصول در شرایط شبیه سازی شده کلینیکی مورد آزمون قرار داد. این امر به تیم اجازه داد که کالا را پیش از عرضه به بازار به خوبی تنظیم نمایند.
    این کارها چه نتیجه ای به همراه داشت؟ سه سال بعد از شروع تلاش های این بنگاه جهت تقویت سهم خود در بازار، رضایت کارگران در تولید کالا افزایش یافت. زمان ارائه محصول در بازار در تمام پروژه ها بهبود پیدا کرد – تا ۴۰ درصد در بعضی از موارد – و حاشیه سود ناخالص کلی شش درصد بالا رفت.
    مایک گوردون، کریس موسو، اریک ربنتیش و نشیت گوپتا
    مترجم: مصطفی جعفری
    منبع: فصلنامه مک کینزی


  • #2
    یکی از رموز اصلی کسب موفقیت‌های چشمگیر مالی در ایالات متحده، راه‌اندازی کسب و کار مستقل است اما این کار به آن سادگی که ابتدا به‌نظر می‌رسد نیست. اکثر شرکت‌هائی که توسط افراد بی‌تجربه راه‌اندازی شدند با شکست مواجه شدند. شاید یکی از دلائل آنکه افراد کاری مستقل را آغاز نمی‌کنند این است که می‌ترسند همه دارائی خویش را از دست بدهند و البته این دلیل خوبی است. ۹۹ درصد شرکت‌هائی که توسط افراد بی‌تجربه تأسیس شدند طی دو یا سه سال اول فعالیت دچار ورشکستگی گردیدند.
    ●چرا شرکت‌ها شکست می‌خورند؟
    همواره این پرسش مطرح بوده است و پاسخ‌های گوناگونی به آن داده شده است. یکی از پاسخ‌های اصلی این است که مدیران این‌گونه شرکت‌ها نمی‌دانند چطور و تحت‌تأثیر چه عواملی شرکت‌شان موفق خواهد شد. ممکن است آنها درباره یک محصول یا خدمت ایده‌ای در ذهن داشته باشند اما تمام چیزهائی را که برای به موفقیت رساندن یک شرکت ضروری است نمی‌دانند.
    ●عوامل موفقیت شرکت‌ها چیست؟
    جالب توجه این است که هشتاد درصد شرکت‌هائی که توسط افراد با تجربه تأسیس و اداره شده‌اند، موفق بوده‌اند. اما چرا باید این‌طور باشد؟ زیرا افراد یاد شده می‌دانند باید چه اقداماتی انجام دهند. آنها می‌دانند چطور خدمات و مواد مورد نیاز خود را خریداری کنند، با فروشندگان و عرضه‌کنندگان مذاکره نمایند و به کسب پول و سرمایه‌گذاری بپردازند. آنها تمام جوانب فروش و بازاریابی محصولات و خدمات خویش را می‌دانند و از مدیریت بر منابع مالی خویش اطلاعات کامل در اختیار دارند. به عبارت دیگر، تجربه کلید موفقیت است. برای تأسیس شرکت و به موفقیت رساندن آن باید بدانید و بیاموزید عوامل این امر چه هستند و چطور باید آن را اداره کرد.
    ●شایستگی عامل تمایز
    طبق تحقیقات شرکت اطلاع‌رسانی دان و براداستریت، ۹۶ درصد از شرکت‌هائی که در ایالات متحده دچار افول شدند که مدیران آنها شایستگی لازم را نداشتند. عدم شایستگی مدیریت بدان معناست که مدیران و گردانندگان شرکت نمی‌دانند چه می‌کنند. در اینجا دو حوزه عدم شایستگی مدیریت را ذکر می‌کنیم که سبب اصلی شکست و ورشکستگی شرکت‌ها محسوب می‌شوند. حوزه نخست، فروش و بازاریابی است. علت ورشکستگی ۴۸ درصد از شرکت‌ها در ایالات متحده این بوده که به میزان کافی نتوانستند محصولات و خدمات خود را بفروشند. تعداد اندکی از شرکت‌هائی که در این حوزه موفق بودند و توانسته‌اند جریان پول را وارد سیستم خود کنند دچار شکست شده‌اند.
    ●هزینه‌های خود را کنترل کنید
    از سوی دیگر، ۴۶ درصد از شرکت‌های ایالات متحده به‌دلیل عدم کنترل صحیح و قوی هزینه‌های خود، به افول دچار شدند. ممکن است میزان فروش یک شرکت خوب باشد اما هزینه‌ها آنقدر بالا باشد که هر چه درآمد وجود دارد از میان ببرد و شرکت را دچار ضرر کند. فروش و بازاریابی خوب و کنترل هزینه‌ها، هر دو عامل، مستلزم تجربه است. اگر جداً می‌خواهید در فعالیت‌های اقتصادی خویش موفق باشید باید بیاموزید که هر دو اقدام یاد شده را به‌خوبی انجام دهید.
    ●فرصت‌ها را غنیمت شمارید
    برای موفقیت باید مهارت‌های ضروری را بیاموزید. موفقیت به هیچ‌وجه امری اتفاقی و شانسی نیست. بلکه حاصل تجربه و دانش و مهارت است. موضوع جالب توجه این است که شما می‌توانید آنچه را که برای موفقیت‌تان ضروری است، بیاموزید. شما می‌توانید از آموزش حین کار بهره بگیرید. اکثر مدیران موفق از آن جهت به موفقیت‌های بزرگ دست یافتند که تمام آنچه برای این کار ضروری بود حین کار برای دیگران یاد گرفتند.
    ●اقدام عملی
    در اینجا به دو اقدام اشاره می‌کنیم که باعث می‌شود مسیر حرکت شما به سمت موفقیت تغییر کند:
    ۱. برای کسب دانش و تجربه ضروری برای موفقیت، زمانی را صرف کار برای فردی دیگر کنید طوری‌که بتوانید در زمانی کوتاه، تجارب زیادی کسب نمائید. در حوزه‌ای که مایلید در آینده مستقلاً کار کنید، وارد فعالیت شوید و تا جائی که ممکن است تجربه و دانش کسب کنید.
    ۲. همواره در زمینه مدیریت و کارآفرینی مطالعه کنید. هفته‌ای یک یا دو کتاب در حوزه تجارت بخوانید و تمام نشریاتی را که به حوزه فعالیت شما مربوط است مطالعه کنید. هرگز آموختن و رشد را متوقف نکنید.

    کامنت


    • #3
      چند قانون برای موفقیت در "کار و تجارت"
      برای موفق شدن در کار و بیزنس چطور باید شروع کرد؟ امروز این سوال خیلی هاست؛ خیلی از شمایی که تازه می خواهید وارد بازار کار شوید و خیلی از شمایی که هنوز به رویاهای کاریتان نرسیده اید. بااینکه هیچ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد که برای همه رشته های کاری و بیزنس ها عمل کند اما بیزنس چند نکته و اصول کلی دارد که همه تاجران موفق تا به حال رعایت کرده اند. مهم نیست که چه می فروشید و تجارتتان درچه مورد است، اگر این 10 قانون را دنبال کنید موفقیت شما حتمی است.
      1. با خودتان صادق باشید. مهم نیست که دیگران چقدر پول درمی آورند، اگر از کارتان لذت نبرید هیچوقت از کارتان احساس غرور نخواهید کرد پس این کار را رها کنید. اگر کاری را دنبال کنید که علاقه ای یا اعتقادی به آن نداشته باشید، بااینکه ممکن است به یک موفقیت موقتی برسید اما مطمئن باشید که دیر یا زود شما را کله پا می کند.
      2. یک نیاز پیدا کنید تا برآورده اش نمایید. شاید میلیون ها بار این را شنیده باشید اما هنوز هم این قانون عمل می کند. ساده ترین بیزنس این است که محصولات یا خدماتی را تولید یا ارائه کنید که نیاز مردم باشد. دلیل: نیازی نیست که زمان و پول زیادی را برای متقاعد کردن مشتریان صرف کنید چون آنها به چیزی که شما عرضه می کنید نیاز دارند. می توانید توضیح دهید که چرا بهترین مرجع آنها برای نیازشان شما هستید. فقط باید اطمینان یابید که این همان نیازی است که مردم حاضرند برای آن پول خرج کنند.
      3. محصولات یا خدماتی را انتخاب کنید که بتوانید آنرا خیلی بیشتر از آنچه برای خودتان هزینه دارد بفروشید. اگر تفاوت بین هزینه ای که برای خودتان درمی آید و قیمت فروش کم باشد، برای پیشرفت کار به مشکل می خورید. وقتی حاشیه سود کم باشد، پول کافی برای استخدام کارمند، پرداخت اجاره ها، تبلیغات بیشتر و سایر مسائل نخواهید داشت.
      4. برآوردهای واقعبینانه از هزینه ها داشته باشید. اکثر بیزنس های جدید معمولاً بازاریابی، هزینه های اضافی و حاشیه ای، مالیات، و هزینه خوداشتغالی را نادیده می گیرند.
      5. با مشتریان خود صادق باشید. قول چیزی که نمی توانید عرضه کنید را ندهید. درمورد فواید و مزایای چیزیکه می فروشید اغراق نکنید یا دروغ نگویید و همیشه محصول یا خدماتی با کیفیت عرضه کنید.
      6. از اهمیت بازاریابی و طریقه موثر انجام کار غافل نشوید. برای پیدا کردن مشتری باید برای محصول یا خدماتتان بازاریابی کنید آنهم به طور موثر و مداوم.
      7. با فروشنده ها، تولیدکننده ها و کارمندانتان بااحترام برخورد کنید و به آنها نشان دهید که قدردان آنها هستید. آنها بخش مهمی از تیم شما و موفقیتتان هستند. اگر با آنها بد حرف بزنید، یا با سوالاتی که خودتان قادر به پاسخگویی آن هستید خسته شان کنید یا ادعا کنید که کارشان را خوب انجام نمی دهند و امثال این، هیچ موقع برای کمک به شما تلاششان را نمی کنند.
      8. اینترنت را فراموش نکنید. مهم نیست که بیزنستان چه باشد، همیشه این احتمال وجود دارد که مشتریان شما برای خرید به اینترنت هم سری بزنند. اگر نتوانند شما را در سایت های خرید و فروش موجود در اینترنت پیدا کنند، مطمئن باشید که از یکی از رقیبانتان خرید خواهند کرد.
      9. انتظار معجزه نداشته باشید. بله خیلی ها هستند که در خواب هم پول درمی آورند یا حتی وقتی برای تعطیلات به مسافرت رفته اند. اینترنت این امر را ممکن کرده است. ولی فقط زمانی بیزنس شما رو به رشد خواهد رفت که پول، تلاش، و زمان زیادی برای ساخت آن بیزنس سرمایه گذاری کرده باشید.
      10. به خودتان یادآوری کنید که یک تنهاترین عدد در بیزنس است. یک محصول، یک خدمت، یک مشتری، و تمام ثبت های شما فقط در یک کامپیوتر، دستورالعمل شکست است.اگر فقط یک محصول یا سرویس داشته باشید، شانس سود بردن با فروش بیشتر به کسانیکه به شما اعتماد کرده اند را از دست می دهید. اگر فط یک مشتری خاص داشته باشید ورشکستگی شما حتمی است چون ممکن است آن مشتری خاص بخواهد فروشنده خود را تغییر دهد. و اگر همه ثبت هایتان فقط در یک کاپیوتر ضبط شود و نسخه کپی هم از آنها نداشته باشید، صدمه دیدن حافظه کامپیوتر بیزنس شما را نابود خواهد کرد.

      کامنت

      در حال انجام ...
      X